Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

سلام خوب یه مدت ننوشتم اومدم باز شروع کنم به نوشتن ایران نیستم اومدم پیش شوشو یه زندگی جدید تو یه کشور جدید کلی تجربه های جدید
کیبوردم فارسی نداره یکم سختمه حالا یواش یواش درستش میکنم
با من باشید فعلا بای

دیروز تو یه وبلاگی در مورد یه دختر فراری خوندم تا شب تموم ذهنم مشغول این موضوع بود صبح که از خواب بیدار شدم حالم بهتر شده بود . بعد از خوندن نوشته ها یه جورایی پر از خشم بودم یه جورایی از تمام مردها منزجر شدم دختر بیچاره از شهرستان از دست شوهرش و مادر شوهرش فرار کرده بود به تهران پناه آورده بود در واقعه خودش رو از چاله به چاه عمیق انداخته بود مدتها بود که مردها ازش استفاده میکردند و بعد اونو متل یه آشغال رها میکردند مدتها بود که معتاد شده بود مدتها بود که خود را دوست نداشت و برایش فرقی نمیکرد که چه بلایی سرش میاید وای که چقدر حکایت این دختر برایم دردناک بود چقدر غصه خوردم بخاطر اون دختر و امثال اون دختر و چقدر از مردها بدم امد که بخاطر هوسشان دست به چه کارهایی که نمیزنند و چقدر متاسف شدم برای مملکتی که داریم …..
برای آن دختر و دخترهایی که به این طریق زندگی خود را میگذارندند از خدای بزرگ طلب کمک کردم همچنین برای مردهایی که حاضر میشوند دست به هر کاری بزنند تا هوس خود را خاموش کنند.
و تصمیم گرفتم که هیچ وقت نوشته هایی را روحم رو آزار میده نخوانم

شبهای احیا

شاید آخرین ماه رمضونی باشه که ایران باشم شاید اگه هر کسی جای من بود این شبهای قدر حتما میرفت یه جایی تا به بقول معروف فیض ببره از این شبها اما این چند سال اخیر اینقدر چیزهای مختلف دیدم و شنیدم که از هر چی اسلام هست آخوند یه جورایی بیزار شدم

شاید یه جورای بی اعتماد شدم شاید یه جورایی بی اعتقاد شدم به یه چیزایی.یه بنده خدایی نظر جالبی داشت اون میگفت احیا رو تو وجود خودت با روح خودت و خدای خودت سپری کن لازم نیست بری جایی که خانمهاش برای غیبت جمع شدند و مردها برای هوسبازی چشم چرانی

شک نکن

حتی لحظه ایی حتی لحظه ایی تصور نکنید که تولدتان تصادفی بوده است

پشت چراغ قرمز

پشت چراغ قرمز هستم یه پسر بچه از اون شیطوناش مییاد شروع میکنه به شیشه پاک کردن شیشه رو میکشم پایین بهش میگم پول خرد ندارم بهت بدم نمیخوام مرسی ولی اون مثل اینکه اصلا نمیشنوه میزنم رو شیشه جلو تا منو ببینه با دست اشاره میکنم نمیخوام نکن اما نه پیش خودم میگم ولش کن بابا چیکارش کنم وقتی تموم میکنه پاک کردن شیشه رو

باز شیشه رو میکشم پایین بهش میکنم گفتم که پول خرد ندارم زل میزنه تو چشمام میگه کارت ملی که داری اصلا تو این فازها نبودم که پسره منظورش چیه اخه یه لحجه خاصی حرف میزد متوجه نمیشدم برای یه لحظه فکر کردم شاید منظورش اینه که عابر بانک که داری اما سریع دوزاریم می یوفته که منظورش چیه لبخند بهش میزنم تو ماشین ۲ تا سکه ۱۰۰ تومنی رو میبینم بهش میگم ۲۰۰  تومن بیشتر پول خرد ندارم  بهم میگه اشکال نداره خانم سکه ها رو بهش میدم و از پسرک دور میشم 

هنوز خیلی دور نمیشم که بخودم مییام و میگم مثلا میخواستی چقدر بهش بدی بخاطر اینکه الکی شیشه ماشین رو پاک کرد و شیرین زبونی کرد …………

این آهنک رو اون اوایل که شوشو رفته بود برام فرستاد تا گوش کنم وقتی گوش کردم بهش گفتم این چه آهنگی هست خوشم نمیاد از این چیزها گوش کنی آهنگ شاد گوش کن از این آهنگها گوش نکن اونجا دپرس میشی خلاصه اصلا از اون آهنگ خوشم نیومد این روزها از یه جا کم میارم تنها آهنگی که آرومم میکنه و میتونم چند قطره اشک بریزم تا آروم بشم این آهنگه حالا نه تنها ازش بدم نمییاد بلکه با این آهنگ آروم میشم

لینک دانلود

آگهی ردبول به شما بال میده خیلی باهاش حال میکنم خوب تلافی میکنه  خیلی دوست داشتم بدی آدمهارو منم همون لحظه تلافی کنم تا دلم خنک بشه

اما همیشه بهمون گفتند و یاد دادند بدی آدمهارو زود فراموش کن و بزار خدا براش تصمیم بگیره

یوگارو که شروع کردم یاد گرفتم با همه آدمها با عشق رفتار کنم و در مقابل بدیشون واکنشی انجام ندم

و سعی کنم آدمهارو با همه کاستیهاشون دوست داشته باشم

با همه این تفاصیل بعضی اوقات از دست آدمها بدجور بهم میریزم و اونموقع هست که دلم میخواد منم مثل اون آقاهه یه ردبول بخورم وتلافی کار بدشون رو سرشون در بیارم